
گفتند صبح آمدنت صبح دیگری ست صبحی که در ادامه اش از هر چه شب بَری ست گفتند صبح جمعه ای از راه می رسی جمعه برای آمدنت روز بهتری ست هر روز هفته را به خودم قول می دهم بعد از گذشت آن همه... این جمعه، آخری ست از شنبه تا سه شنبه جهانم هوایی است روز سه شنبه در دل دیوانه محشری ست از شنبه تا سه شنبه برایم سه شنبه است رو به جهان بسته ام این روز چون دری ست (در می زنم) ـ کجاست کسی که... و این تویی مردی که در نگاهش نور پیمبری ست پس، از در سه شنبه گذر می کنم و بعد به جمعه می رسم (نه... نه... این روز دیگری ست) جمعه بدون آمدنت سخت مضطرب این روزِ تلخِ بی تو، شب زجر آوری ست هر ...
ادامه مطلب