به ادامه مطلب مراجعه کنید.
انتخابات ۹۲ | نقاط <<ضعف>> دولت نهم و دهم
نتخابات ۹۲ | نقاط <<ضعف>> دولت نهم و دهم
پایگاه اطلاع رسانیKHAMENEI.IRبا بررسی بیانات هشت سال اخیر رهبر انقلاب درباره دولت های نهم و دهم، نقاط ضعف و قوت این دولت ها را استخراج و در صفحه ویژ ه ی انتخابات منتشر كرده است. علاقمندان می توانند گزیده ی این بیانات را در قالب جدول و متن از لینك های زیر دریافت كنند:جدول|نقاط قوت دولت|نقاط ضعف دولت|صفحه انتخاباتنقاط ضعف ۱- مظلوميت فرهنگ در دولت نهماز بخش فرهنگ رفع مظلوميت كنيد. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومى است. الان در گزارش آقاى رئيس جمهور، اصلاً اسمى از فرهنگ نيامد؛ يا در اولويت بنديها اين اولويت فداى اولويتهاى ديگر شد و آنها تقدم پيدا كرد كه در كوتاهى وقت، بيان بشود! اين مظلوميت است ديگر. واقعاً مسأله ى فرهنگ را دست كم نگيريد. خيلى از مشكلات جامعه ى ما با فرهنگ سازى حل مى شود. توجه بكنيد كه امروز، عمده قواى دشمنان ما در جبهه ى فرهنگى دارد كار مى كند.۱۳۸۶/۰۶/۰۴۲- اولویت بندی نكردن فعالیت های فرهنگیآنچه كه من لازم ميدانم به دوستان دولت توصيه كنم، اين است كه مسئله ى فرهنگ را خيلى جدى بگيريد. اگر چنانچه ما كارهاى اقتصادى را - همچنان كه در برنامه هست و آرزوهاى ما متوجه به آن است - انجام بدهيم، اما در زمينه ى كار فرهنگى عقب بمانيم، بدانيد كشور لطمه خواهد ديد. دشمنان ما يكى از چشمه هاى دشمنى شان كار اقتصادى است؛ يك چشمه ى مهم ديگر، كار فرهنگى است. البته نه وقت و نه ظرفيت جلسه اجازه نميدهد كه انسان در اين زمينه وارد بشود؛ ليكن فى الجمله دوستان توجه داشته باشند كه كار فرهنگ، كار بسيار مهمى است؛ با ملاحظه ى جهتگيرى هاى انقلابى و اسلامى. در زمينه ى فرهنگ، دچار رودربايستى نشويد. در همه ى شعبه هاى فرهنگى - چه در موضوع كتاب، چه در كارهاى هنرى، چه در مؤسسات فرهنگى - جهتگيرى ها را انقلابى و اسلامى قرار بدهيد. اولويتها را در اينجا هم ملاحظه كنيد، چون منابع بالاخره محدود است. البته مصوبه ى دولت در زمينه ى بودجه ى فرهنگى، مصوبه ى خوبى است؛ اگرچه حالا شنيدم كه خيلى از مبالغ اين مصوبه تخصيص داده نشده؛ حتّى اگر همه اش هم تخصيص داده شود، باز براى همه ى فعاليتهاى فرهنگى كافى نيست. بنابراين منابع دچار محدوديت است. با توجه به محدوديت منابع، نگاه كنيد ببينيد اولويتها چيست. البته من يك مجموعه اى را به نحو پيشنهاد به دولت ارائه كردم؛ كه اگر اين چيزها در كار فرهنگ مورد توجه قرار بگيرد، با توجه به نگاهى كه ما در زمينه ى فرهنگ داريم، اينها اولويت خواهد داشت؛ يعنى اينها تأثيراتش بيشتر خواهد بود. بله، اينها را بايد دنبال كنيد تا ان شاءاللَّه تحقق پيدا كند.۱۳۹۰/۰۶/۰۶ببينيم ما چه قلم از قلمهاى كار فرهنگى را اهميت ميدهيم. در بعضى از آن دوره هاى قبل - كه حالا نميخواهيم خيلى مشخص كنيم و اسم بياوريم، ليكن چاره اى هم نيست؛ انسان براى مقايسه مجبور است بگويد - ميخواستند كار فرهنگى بكنند، گفتند بودجه ى فرهنگى؛ بنا كردند كاروانسراهاى شاه عباسىِ بين راه را به عنوان كار فرهنگى، آباد كردن! بله، آباد كردن كاروانسراى شاه عباسى چيز خوبى است، اثر باستانى هم هست؛ اما آيا كار اولويت دار فرهنگى ما همين است؟خوب، جذب بودجه ى فرهنگى در جاى مناسب، خيلى كار سختى است؛ كار آسانى نيست. كار فرهنگى مثل ساخت وساز نيست كه آدم بگويد خيلى خوب، اين زمين، اين هم مصالح، حالا برويد بسازيد. كار فرهنگى مصالحش خيلى سخت گير مى آيد؛ معمار و استادكارش خيلى دشوار به دست مى آيد. لذاست كه به نظر من توى كار فرهنگى يك مقدارى بايستى اهتمام ورزيد. ما كه اينجور در مواجهه ى با فشار عظيم تبليغات جهانى قرار داريم؛ سياست در خدمت فرهنگ است، اقتصاد در خدمت فرهنگ است، هنر در خدمت فرهنگ است، براى فشار آوردن به فرهنگ داخلى ملت ما. آنها ميدانند كه اگر فرهنگ را عوض كردند، ديگر مبارزه اى باقى نميماند. اگر مبارزه ى با استكبار هست، اگر ميل به ايستادگى و مقابله ى با دخالت اجنبى هست، به خاطر فرهنگ است. انسان يك فرهنگى دارد، همين فرهنگ را بيايند عوض كنند، همه چيز ميشود مال خودشان؛ لذا همه ى فشار روى فرهنگ است. در مقابل اين حركت فرهنگى و اين تهاجم عظيم فرهنگى كه ميخواهند روح انقلاب را، روح استقلال را، روح دين را از ما بگيرند، اولويت فرهنگى ما اين است كه برويم حالا فرضاً كاروانسراى شاه عباسى را آباد كنيم؟! اين يعنى اشتباه كردن در تشخيص آن قلمِ كار فرهنگى؛ اين يك اشكال است.۱۳۸۹/۰۶/۰۸۳- كارهاى تشريفاتى و ويترينى زمينه هاى فرهنگىيكى دو سال پيش كه همين مجموعه اينجا حضور داشتيد، من راجع به مسئله ى فرهنگى از دستگاه دولتى يك گله اى كردم. حالا خوشبختانه انسان احساس ميكند كه در دولت به كار فرهنگى اهتمام ورزيده ميشود. بودجه هاى فرهنگىِ بزرگ و كلان و در واقع كارهاى گوناگون و تكرار مسائل فرهنگى و اينها خوب است؛ انسان اين اهتمام را مشاهده ميكند، خرسند ميشود؛ منتها اوائل امسال بود يا پارسال بود - يادم نيست - كه وقتى راجع به همين بودجه ى فرهنگى صحبت شد، به آقاى رئيس جمهور گفتم كه من وقتى شنيدم شما اين رقم كلانِ سنگينِ فرهنگى را تصويب كرديد، از نحوه ى مصرف و جذب آن نگران شدم؛ با اينكه قاعدتاً آدم بايد خوشحال بشود وقتى كه بودجه ى فرهنگى زياد ميشود. مديران ما دوست دارند كه بودجه اى كه به آنها داده ميشود، جذب كنند؛ چون ميدانند كه اگر امسال جذب نكردند، سال ديگر خبرى نيست؛ لذا ناچارند جذب كنند.حالا بعد از آنكه مصرف فرهنگى را پيدا كرديم، قلمى كه بايد اين بودجه صرف آن بشود، پيدا كرديم، برويم سراغ محتوايش. بالاخره ميخواهيم فيلم بسازيم. مثلاً ميخواهيم ده تا فيلم انقلابى بسازيم؛ ده تا فيلمى كه حامل ارزشها باشد. يا ميخواهيم فلان تعداد كتاب منتشر كنيم؛ محتواهايش چه باشد، چه جورى باشد، با چه قوّتى، با چه استحكامى، با چقدر مايه ى علمى و هنرى كه در آنجا به كار برده ميشود؟ اينها خيلى كارهاى سخت و ظريفى است.در زمينه هاى فرهنگى، دنبال كارهاى تشريفاتى و ويترينى نباشيد. نمايش دادن كار فرهنگى، نه اينكه فايده اى ندارد؛ ضرر هم دارد. در زمينه ى فرهنگ بايد دنبال كارهاى محتوائى و اصيل و واقعى رفت، كه امروز نياز عمده ى كشور هم اين است.۱۳۸۹/۰۶/۰۸۴- بر زمين ماندن بخش عمده ای از اصل ۴۴اجراى كامل سياستهاى اصل ۴۴ بسيار مهم است. اين سياستهاى اصل ۴۴ آن روزى كه مطرح شد، همه ى دست اندركاران اقتصادى و خبرگان مسائل گوناگون مديريتى كشور اعتراف كردند، اقرار كردند كه اگر چنانچه اين كار انجام بگيرد، يك تحول عظيم اقتصادى در كشور انجام خواهد گرفت. خوب، بايد اين سياستها به طور كامل اجرا بشود. كارهائى شده، من گزارشهائى هم از آقاى رئيس جمهور، هم از بعضى از مسئولين ديگر شنفته ام، لكن آنچه كه انجام گرفته، همه ى ظرفيت سياستهاى اصل ۴۴ نيست. يعنى همه كه ميگوئيم، شايد بخش عمده اى از اين ظرفيت هنوز بر زمين مانده است. يك چيزهائى بايد مديريتهايش واگذار ميشده، نشده؛ يك چيزهائى بايستى دولت از تصدى گرى در آنها اجتناب ميكرده، نشده؛ كارهاى لازم انجام نگرفته. حالا ميتوانيم همين طور كه آقاى رئيس جمهور اشاره كردند، بگوئيم زيرساختها و ساز و كارها و موجودى در نظام اقتصادى كشور جواب نميدهد. پس بايد اول اين طرح تحول اقتصادى انجام بگيرد. من اين را نفى نميكنم؛ ممكن است همين جور باشد. ليكن اينجور نيست كه ما كار را بن بست بدانيم؛ در را قفل شده بدانيم. نه، بالاخره بايد حركت كرد و پيش رفت. حالا اين طرح تحول، لابد يك روزى از مجلس درمى آيد؛ ممكن است با تغييراتى بيايد؛ ممكن است خصوصياتى در آن لحاظ شده باشد؛ بالاخره بايد كار را پيش برد. قوانين هم كه زياد داريد و سياستهاى اصل ۴۴ را بايد رصد بكنيد، ببينيد چقدر واقعاً پيش دارد ميرود. خود دولت، دستگاه رياست جمهورى، اين كار را بكند.۱۳۸۸/۰۶/۱۸۵- اجرايی نكردن مصوبه يارانه توليد در طرح تحول اقتصادیخب، يك مصداق از اين جهاد اقتصادى، همين طرح تحول اقتصادى است كه دولت دو سه سالى است اين را مطرح كرده. يك بند از طرح تحول اقتصادى، هدفمندى يارانه ها بود؛ كه خب، بحمداللَّه قانونش تصويب شد و عملياتى شده. البته من در زمينه ى كمك به توليد سؤال دارم. حالا آقايان در گزارش گفتند؛ ليكن آن چيزى كه مصوبه ى قانونى بود براى كمك به توليد، تحقق پيدا نكرده. بايد به توليد كمك كنيد. البته در بلندمدت خود اين دستگاه هاى توليدكننده روى پاى خودشان خواهند ايستاد و ان شاءاللَّه خودشان خواهند توانست روزبه روز قوى بشوند و جواب بدهند؛ اما در كوتاه مدت حتماً بايد به اينها در موارد لازم تزريق منابع بشود. البته در آنجائى كه كسى تقلب ميكند، در آنجائى كه كسى پول را براى توليد از بانك ميگيرد، ولى در غير توليد صرف ميكند، بشدت برخورد كنيد و ترحم بر پلنگهاى تيزدندان نكنيد؛ اما در آنجائى كه نياز هست، واقعاً بايستى برويد كمك كنيد. پس در طرح هدفمندى، اين بخش حتماً بايستى مورد توجه قرار بگيرد.۱۳۹۰/۰۶/۰۶۶- علاج نكردن تعطيلی برخی كارخانجات و صنايعآمارهائى كه آقايان ميدهند، آمارهاى خوبى است؛ ليكن از آن طرف هم از داخل دولت، خود مسئولين به ما ميگويند كه بعضى كارخانه ها دچار مشكلند، اختلال دارند، در بعضى جاها تعطيلى صنايع وجود دارد - گزارشهاى گوناگونى به ما ميرسد، خود شما هم گزارش ميدهيد؛ يعنى من گزارشهاى ديگر هم دارم، اما اتكاء من به گزارشهاى ديگران نيست؛ گزارشهاى خود شما هم هست كه به دست ما ميرسد - خب، بايد اين را علاج كرد. اينها طبعاً ايجاد اشكال ميكند. اگر چنانچه همين بخش دوم قضيه - يعنى آن نيمه ى خالى ليوان - نميبود، شما امروز از لحاظ رونق اقتصادى، وضع بهترى را در كشور ارائه ميكرديد و كمكهاى بيشترى به مردم ميشد. بالاخره حمايت از توليد ملى، آن بخشِ درونزاى اقتصاد ماست و به اين بايستى تكيه كرد.۱۳۹۱/۰۶/۰۲۷- ضعف در اولويت بندی كارهايكى از ضعفها اين است كه ما در كارها اولويتها را نبينيم. يكى از آقايان اشاره كردند - كه اشاره ى درستى است - به اين كه طرحهاى نيمه تمام را بايد دنبال كنيم. اين خيلى خوب است؛ اين كار، كار لازمى است؛ من هميشه تأكيدم بر اين است؛ منتها مشخص كنيد، يك مجموعه ى كارى درست كنيد، بنشينند واقعاً طرحهاى نيمه تمام را - حالا يك رقمى هم ذكر كردند كه فلان تعداد طرحهاى نيمه تمام داريم - اولويت بندى كنند؛ كدامهايش اولويت دار هستند، كدامهايش وعده ى بيشترى داده شده يا توقع بيشترى از سوى مردم وجود دارد؛ اينها را مشخص كنيد، به آنها بپردازيد. اين را مقدم كنيد بر طرحهاى جديد.۱۳۹۰/۰۶/۰۶۸- علاج نكردن تورمآنچه كه به نظر من مهم است، اين است كه براى قشرهاى ضعيف، مشكلات اقتصادى اى وجود دارد؛ اين را بايد برطرف كنيد. حالا بخشى از اين مشكلات، ناشى از تورم است. ما در كشور كمبود كالا نداريم؛ خوشبختانه كالاهاى گوناگونِ مورد نياز مردم در كشور فراوان يافت ميشود؛ ليكن مسئله ى گرانى و كاهش قدرت خريد وجود دارد؛ اين را بايد علاج كنيد؛ اين به عهده ى بخشهاى مختلف اقتصادى است؛ يعنى هم بخشهاى ستادىِ اقتصادى، هم بخشهاى عملياتىِ اقتصادى - مثل وزارت صنعت و معدن و تجارت، وزارت جهاد كشاورزى، بخشهاى ديگر - كه بايد به طور جد ان شاءالله اين را دنبال كنند.آن كسانى كه از لحاظ اقتصادى صاحبنظرند، چه در درون دولت، چه در بيرون دولت، به بنده ميگويند كه اين مسئله مربوط به افزايش نقدينگى است؛ يعنى افزايش نقدينگى را مهمترين عامل ميدانند. اين را ما فقط از كسانى كه بيرون دولتند، نميشنويم، بلكه كسانى هم كه در درون دولتند، وقتى از آنها سؤال ميكنيم، همين را به ما ميگويند و گزارش ميدهند. بايد راهى پيدا كنيد كه نقدينگىِ افزايش يافته كنترل شود. خب، اين روشن است؛ اگر در مقابل نقدينگى توليد وجود داشته باشد، كالا وجود داشته باشد، كمبود وجود نداشته باشد، مشكلى را ايجاد نميكند؛ اگر چنانچه نه، نقدينگى بيش از توليد كالا در داخل يا به شكل درستِ واردات بود، طبعاً مشكل ايجاد ميكند.خب، عوامل نقدينگى هم زياد است. همين يارانه هاى نقدى كه داده ميشود - كه براى قشرهائى كار مفيدى هم بوده - خودش افزايش نقدينگى ايجاد ميكند. همين كارهاى عمرانى اى كه شما ميكنيد - كه اينها ديربازده است - اينها بلاشك افزايش نقدينگى ايجاد ميكند. همين مسئله ى مسكن مهر كه صحبت شد، يا همين طرحهاى نيمه تمام را كه افزايش ميدهيد، اين كارى كه در دولت دارند ميكنند - كه كار خوبى هم هست و لازم هم هست - خود اينها ايجاد افزايش نقدينگى ميكند. براى اين مسئله بايد راهكار پيدا كنيد. شما افراد صاحب علمى هستيد، صاحب تجربه هستيد، دستتان در كار است؛ براى اينها راه پيدا كنيد. اين نقدينگىِ افزايش يافته را هدايت كنيد به سمت مراكزى كه كمك كند به گشايش كار مردم؛ مثل توليد.۱۳۹۱/۰۶/۰۲۹- مديريت نادرست منابع ارزیمسئله ى منابع ارزى هم مسئله ى مهمى است؛ كه خب، حالا آقايان توجه داريد. روى اين مسئله دقت كنيد، خيلى بايد كار كنيد. واقعاً بايد منابع ارزى را درست مديريت كرد. حالا اشاره شد به ارز پايه؛ در اين زمينه هم حرفهاى گوناگونى از دولت صادر شد. يعنى در روزنامه ها از قول يك مسئول، يك جور گفته شد؛ فردا يا دو روز بعد، يك جور ديگر گفته شد. نگذاريد اين اتفاق بيفتد. واقعاً يك تصميم قاطع گرفته شود، روى آن تصميم پافشارى شود و مسئله را دنبال كنيد. به هر حال منابع ارزى بايد مديريت دقيق بشود.۱۳۹۱/۰۶/۰۲۱۰- ارتباط كم با نخبگان حوزه و دانشگاهدر ملاقاتهاى متعددى كه من با نخبگان و زبدگان كشور - دانشگاهى، حوزوى - در سطوح مختلف دارم، مكرر از شما مسئولان محترم گله ميكنند كه اينها در بين ما نمى آيند و با ما در اين زمينه ها صحبت نميكنند. اين اشكال بر شما وارد است. من چند روز پيش هم در ديدار اساتيد دانشگاه همين را مطرح كردم. آنها بارها به من گفتند، در آن جلسه هم گفتند؛ من هم مطرح كردم.۱۳۹۰/۰۶/۰۶۱۱- ضعف در مدیریت وارداتمسئله ى واردات را هم كه گزارش دادند، البته جزو نگرانى هاى من است. حالا اين گزارش هم هست؛ ليكن آنچه كه انسان مشاهده ميكند، يك قدرى نگرانى آور است. درست است؛ ممكن است رشدِ نسبت واردات به صادرات غير نفتى ما كاهش پيدا كرده، اين رشد كم شده - اين خودش چيز مثبتى است - اما به اين اكتفاء نكنيد. بخصوص در همين زمينه هاى زراعى و باغى و اينها كه ذكر كردند، اينها چيزهائى است كه بايستى هرچه ميتوانيم، از واردات اينها پرهيز كنيم. برويد سراغ همان صنعتى سازى صادرات كشاورزى؛ همين چيزى كه در گزارشها هم بود. اينها چيزهاى مهمى است؛ ان شاءاللَّه روى اينها تكيه شود. مردم هم تحمل ميكنند و ميپذيرند.۱۳۹۰/۰۶/۰۶۱۲- پرداختن به حواشیبا اين همه كارى كه دولت دارد، سعى كنيد دچار حاشيه سازى هاى مسئله دار نشويد. دولت دارد كار ميكند، تلاش ميكند، ميدان هم براى كار بحمداللَّه هست، نياز هم به كار هست. خب، يك ميدان كارى وجود دارد، نياز فراوانى هم وجود دارد، دولت هم نشان داده كه اهل خطرپذيرى و وارد شدن در ميدانهاى كار و با همه ى وجود كار كردن و وارد ميدان شدن است؛ خيلى خوب، با اين اوضاع و احوال، واقعاً شايسته و سزاوار نيست كه حواشى اى به وجود بيايد؛ حالا چه حواشى اى كه خود شما گاهى اوقات بى توجه به وجود مى آوريد، چه آنهائى كه ديگران به وجود مى آورند و شما هم تسليم آنها ميشويد؛ از اين حواشى بايد پرهيز كرد. نگذاريد در فضاى كشور، در فضاى بين دولت و مردم، درگيرى ها و دلهره هائى به وجود بيايد كه شماها را از كار باز بدارد.۱۳۹۰/۰۶/۰۶۱۳- نبود اهتمام ویژه به مسئله اشتغال زايی و بهره وریمسئله ى اشتغال هم مسئله ى مهمى است. طرحهائى كه از چند سال پيش به اين طرف براى اشتغال پيش بينى شده، آنچنان كه انسان انتظار داشت، نشد. اگرچه حالا كارهائى انجام گرفت و خوب بود، بد نيست؛ ليكن ما را مستغنى نميكند از اينكه نسبت به مسئله ى اشتغال يك اهتمام ويژه اى داشته باشيم. مسئله ى ارتقاى بهره ورى هم همين طور.۱۳۸۹/۰۶/۰۸۱۴- موضع گیری ها و اطلاع رسانی متناقض درون دولتهيئت وزيران بايستى به هم افزائى دستگاه ها كمك كند؛ يعنى اگر چنانچه بين دستگاه ها تعارضى وجود دارد - كه معمولاً وجود دارد؛ معمولاً دستگاه هاى مختلف به طور طبيعى اصطكاكها و تعارضهائى با هم دارند؛ مخصوص اينجا هم نيست، همه جا همين جور است؛ طبيعت كار اين است - هيئت وزيران بايستى اين اصطكاكها را به حداقل برساند و اگر بتواند، برطرف كند. يكى از مسائل مهم اين است. من هميشه مثال ميزنم و ميگويم اينجا يك چهارراه كه نه، چندين راه است، كه رئيس جمهور هم مثل پليس راهنمائى است - كه در واقع در مقام رياست هيئت وزيران، راهنمائى ميكند - اين را متوقف ميكند، آن را راه مى اندازد؛ يعنى هدايت ميكند كه اينها هم افزائى كنند، با يكديگر اصطكاك نداشته باشند. يكى از نقشهاى هيئت وزيران اين است.برخى اوقات اين اصطكاكها و تعارضهائى كه در عمل و اجراء وجود دارد، در تبليغات هم منعكس ميشود؛ اين ديگر ميشود چند برابر؛ در واقع بدىِ مضاعف ميشود. يك دستگاهى مثلاً فرض كنيد درباره ى يك شيئى، يك پديده اى حرفى ميزند، يك خبرى ميدهد، يك اظهارنظرى ميكند، از آن طرف يك دستگاه ديگر مى آيد عكس آن را ميگويد! مردم متحير ميمانند؛ يعنى واقعاً نميفهمند كه اين درست است يا آن درست است. اين مسئله به زندگى مردم هم ارتباط پيدا ميكند؛ يعنى اينجور هم نيست كه خارج از زندگى مردم باشد؛ نه، درست مسائلِ مربوط به متن زندگى مردم است. يكى يك آمارى ميدهد، ديگرى يك آمارى؛ اينها نبايستى اتفاق بيفتد. همه ى دولتها گرفتار يك چنين چيزهائى بودند. در نقش دادن به هيئت وزيران و بارور كردن اين مجموعه اى كه دور هم مى نشينند و وقت گران قيمتى را مصرف ميكنند، بكوشيد و هرچه ممكن است، آن اصطكاكها را باز هم كم كنيد.۱۳۸۹/۰۶/۰۸۱۵- بهانه دادن به جنجال آفرينانبهانه هم دست ديگران ندهيد. من مى بينم متأسفانه گاهى بهانه هايى هم از طرف خودِ شما داده ميشود كه اين را هم بايستى توجه كنيد كه بهانه هم دست ديگران ندهيد؛ مراقبت كنيد؛ حزم كنيد. و گفت: <<اتّقوا من مواضع التّهم>>. گفتند يك شيخى در يك مدرسه ى دينى به طلبه اى گفت كه گفته اند فلان طلبه، فلان مراوده ى غلط را دارد. طلبه هم گفت: اتّقوا من مواضع التّهم، آشيخ تو هم! خلاصه اينكه مواظب باشيد، مراقبت كنيد؛ <<اتّقوا من مواضع التّهم>>؛ براى خودتان و براى دولت مسئله درست نكنيدو براى جنجال آفرينى ها - كه كسانى دنبالش هستند - بهانه ندهيد.۱۳۸۷/۰۶/۰۲۱۶- وعده های عملی نشده و دامن زدن به توقعات مزدمروى اين اهتمام داشته باشيد كه هر آنچه به عنوان يك وعده از شما صادر ميشود، مردم در موعد معين ببينند كه آن وعده تحقق پيدا كرد. اگر از صد تا كارى كه شما ميگوئيد، نودتايش را انجام بدهيد، ده تايش انجام نگيرد، همين در ذهن مردم يك اختلالى ايجاد خواهد كرد. آنچه را كه آدم احتمال ميدهد انجام نشود، به صورت احتمال بگويد، به صورت قطع و يقين نگويد. به نظر من اين چيز بسيار مهمى است.۱۳۹۱/۰۶/۰۲چقدر خوب است كه همه ى وعده هائى كه دولت به مردم داده، عمل بشود. اگر چنانچه وعده اى به مردم داده بشود و عمل نشود، اين مشكلات درست خواهد كرد؛ نه فقط نسبت به دولت، بلكه به نظام.۱۳۹۰/۰۶/۰۶تعهدات را با مقدورات تنظيم كنيد و به مطالبات و توقعات ناممكن دامن نزنيد. البته امروز يك عده اى به خاطر مخالفت با دولت اين مطالبات را دامن ميزنند! اينها مشهود و محسوس است و داريم مى بينيم. خودشان ميگويند كه دولت چرا به توقعات دامن ميزند؛ اما خودشان هم واقعاً توقعات را دامن ميزنند و شعارهاى بيخودى و كارهاى ناممكن مطرح ميكنند. شما هم از اين اطمينانى كه مردم به شما دارند، بيشترين استفاده را بكنيد. آن جايى كه واقعاً ممكن نيست، آن جايى كه درست نيست و آن جايى كه كار نشدنى است، به مردم صريح بگوييد؛ بگوييد اين كار نميشود و با امكانات كشور سازگار نيست؛ مردم از شما قبول ميكنند. من در يك مورد خاصى به آقاى رئيس جمهور گفتم اين مورد را به مردم بگوييد نميشود؛ حتّى اگر پيش از شما هم وعده اى داده شده و حالا شما مى بينيد عملى نيست، به مردم بگوييد آقا عملى نيست. مردم هم ميپذيرند.۱۳۸۵/۰۶/۰۶۱۷- موازی كاری در مدیریت های دولتیيك مسئله ى ديگر هم در مديريتهاى دولتى، كار موازى است. در دولت نبايد كارهاى موازى انجام بگيرد. كار موازى چند عيب دارد: اولاً هزينه ى انسانى زيادى بيجا مصرف ميشود، ثانياً هزينه ى مالى زيادى مصرف ميشود، ثالثاً تناقض در تصميم گيرى ها به وجود مى آيد - وقتى دو دستگاه مسئول يك كارى هستند، اين يك تصميم ميگيرد، آن هم يك تصميم ديگر ميگيرد - و رابعاً از همه بالاتر، مسئوليت لوث ميشود. فرض كنيد توى فلان مسئله ى اقتصادى يا مسئله ى فرهنگى يا مسئله ى سياست خارجى يا هرچه، اگر چنانچه يك مشكلى پيش بيايد، مسئوليت لوث ميشود. وقتى كار موازى انجام گرفت، مسئوليت لوث ميشود. بين دولت - يعنى قوه ى مجريه - و بعضى از دستگاه هاى بيرون از قوه ى مجريه، يك جاهائى بعضى موازى كارى ها هست. همه ى تلاشمان اين است كه بلكه اين موازى كارى ها را يك جورى حل كنيم، اصلاح كنيم، علاج كنيم. در داخل دولت، ديگر نبايستى از اين موازى كارى ها به وجود بيايد. حالا يك موارد خاصى هست؛ اما كلى اش اين است كه موازى كارى خوب نيست.۱۳۸۹/۰۶/۰۸۱۸- برخی بی تدبیری ها در برابر تحریم هاوانمود ميكنند كه اگر ملت ايران از انرژى هسته اى صرفنظر كند، تحريمها برداشته ميشود. دروغ ميگويند. از روى بغض و كينه اى كه دارند، تحريمهاى غير منطقى ميكنند؛ تحريمهائى كه همه ى عقلا و انسانهاى باانصاف عالم وقتى نگاه ميكنند، مى بينند اينها كارهاى غير منطقى و در واقع وحشيانه است؛ اين يك جنگِ با يك ملت است. البته در اين جنگ هم به توفيق الهى مغلوب ملت ايران خواهند شد.البته مشكلاتى به وجود مى آورند، بعضى از بى تدبيرى ها هم اين مشكلات را افزايش ميدهد - اينها هست - ولى اينها چيزى نيست كه جمهورى اسلامى نتواند اينها را حل كند. به توفيق الهى، ملت ايران از همه ى اين مشكلات عبور خواهد كرد.۱۳۹۱/۰۷/۱۹۱۹- كشاندن اختلافات میان مردماختلافات مضر است. هم اختلافات بين مسئولين مضر است؛ هم بدتر از آن، كشاندن اختلاف ميان مردم مضر است. اين را من به مسئولين، به رؤساى محترم هشدار ميدهم. من از رؤساى قوا حمايت كردم، باز هم حمايت ميكنم - مسئولند، بايد كمكشان كرد - اما به آنها هشدار ميدهم، مراقب باشند. نه اينكه اين نامه نگارى ها خيلى مهم باشد؛ نه، صد تا نامه بنويسند؛ كار خودشان را بكنند، اختلافات را به ميان مردم نكشانند، چيزهاى جزئى را مايه ى جنجال و هياهو و استفاده ى تبليغاتى دشمن و خوراك تبليغاتى راديوهاى بيگانه و تلويزيونهاى بيگانه نكنند، صد تا نامه بنويسند؛ نامه اهميتى ندارد. مهم اين است كه همه ى ما بدانيم مسئوليتى داريم، همه ى ما بدانيم موقعيت حساسى داريم.۱۳۹۱/۰۸/۱۰۲۰- تصميم هاى خلق الساعه و تغییر مقرراتحركت بر اساس برنامه، يكى از كارهاى اساسى است. تصميمهاى خلق الساعه و تغيير مقررات، جزو ضربه هائى است كه به <<اقتصاد مقاومتى>> وارد ميشود و به مقاومت ملت ضربه ميزند. اين را، هم دولت محترم، هم مجلس محترم بايد توجه داشته باشند؛ نگذارند سياستهاى اقتصادى كشور در هر زمانى دچار تذبذب و تغييرهاى بى مورد شود.۱۳۹۱/۰۵/۰۳۲۱- فقدان مبارزه عملی با فساد اقتصادیامروز مسئولان بايد همه ى تلاششان را بكنند براى اينكه گره هاى اقتصادى را باز كنند، مشكلات را برطرف كنند. بنده سه چهار سال قبل از اين، در صحبت اول سال صريحاً به مردم و به مسئولين گفتم كه نقشه ى دشمنان ملت ايران از حالا به بعد، بيش از همه، نقشه ى اقتصادى است. خب، مى بينيد كه همين جور شد. هم دولت، هم مجلس، همه ى نيرويشان را، همه ى فكر و ذكرشان را متمركز كنند بر روى سياستهاى درست اقتصادى. چند سال قبل از اين، بنده درباره ى فساد اقتصادى، به رؤساى قوا نامه دادم. خب، با فساد اقتصادى مبارزه كنيد. به زبان گفتن كه مطلب تمام نميشود؛ عملاً با فساد مبارزه كنيد. هى بگوئيم مبارزه با فساد اقتصادى. خب، كو؟ در عمل چه كار شد؟ چه كار كرديد؟ اينهاست كه انسان را متأثر ميكند.۱۳۹۱/۱۱/۲۸۲۲- متهم كردن دیگران به استناد اتهام ثابت نشدهكارنامه ى درخشان سى ساله ى انقلاب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد كه اينها شخصيتهاى اين نظامند؛ اينهاكسانى هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند. بنده در نماز جمعه هيچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانه اى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقى هاى نادرست در جامعه به وجود مى آيد، جوانها چيز ديگرى خيال ميكنند، چيز ديگرى ميفهمند.۱۳۸۸/۰۳/۲۹رئيس يك قوه به استناد يك اتهامِ ثابت نشده و مطرح نشده اى در دادگاه، دو قوه ى ديگر را متهم كرد؛ اين كار بدى بود، اين كار نامناسبى بود؛ اينجور كارها، هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است، هم خلاف اخلاق است، هم تضييع حقوق اساسى مردم است. يكى از حقوق اساسى مهم مردم اين است كه در آرامش روانى و در امنيت روانى زندگى كنند؛ در كشور امنيت اخلاقى برقرار باشد. اگر يك فردى متهم به فساد است، نميشود به خاطر او انسان ديگران را متهم كند؛ حتّى اگر ثابت هم ميشد، چه برسد به اينكه ثابت نشده است، دادگاهى نرفته، محاكمه اى نشده. به استناد متهم كردن يك نفر، انسان بيايد ديگران را، مجلس را، قوه ى قضائيه را متهم كند؛ اين كار درست نيست، اين كار غلط است. بنده فعلاً نصيحت ميكنم. اين كار، كار شايسته اى براى نظام جمهورى اسلامى نيست.